تعالی و توسعه |
تيتر: گمشده اقتصاد ايران

براي ويژه نامه پايان سال روزنامه ايران مصاحبه اي با رييس جمهور انجام دادم كه بخش هاي اقتصادي اين مصاحبه به شرح زير است.
گمشده اقتصاد ايران،چشم انداز بيست ساله و رشد نقدينگي از جمله مباحث مطرح شده در اين مصاحبه است.
يك اقتصاددان غربى ۵۰ سال پيش كتابى راجع به اقتصاد ايران منتشر كرده و در آن كتاب اشاره مى كند كه اقتصاد ايران يك حالت معما گونه دارد. به عقيده وى اقتصاد ايران به رغم منابع خوب طبيعى و انسانى، حرفى براى گفتن ندارد. متأسفانه هم اكنون نيز مى توان اين حرف را زد، يعنى منابع انسانى فوق العاده با منابع طبيعى داريم، اما رشد اقتصادى پائين و درآمد سرانه متوسط است.آقاى رئيس جمهور گم شده اقتصاد ايران چيست؟
> اقتصاد، منفك از ديگر بخش ها نيست، ساختار ادارى، نظام برنامه ريزى فضاى سياسى، فرهنگ عمومى، همه اينها در كاركردهاى اقتصادى نقش دارد. بالاخره يادمان نرود كه كشور ايران ۵۰ سال تحت سلطه بوده، در اين دوران بسيارى از مبانى فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى تخريب شده و ساختارهاى ادارى تعريف شده كه در جهت رشد اقتصادى ما نيست. بايد اين را اصلاح كنيم. اين كه ما جايگاهمان خيلى در اقتصاد دنيا معلوم نيست را قبول ندارم، نه الآن بلكه ۳ سال پيش هم قبول نداشتم. بعضى از سازمان هاى جهانى هستند كه آمارهايى منتشر مى كنند. مى خواهم بگويم رتبه بندى آنها تحت تأثير مسائل سياسى است، نه مسائل اقتصادى، مثلاً آمريكا با ايران چپ مى افتد، مؤسسات بيمه اى غرب هم شروع به حرف زدن مى كنند، در حالى كه اينها بايد واقعاً اقتصادى فكر كنند، اينها حق ندارند وارد سياست شوند و اگر بخواهند كشورى را تحقير كنند ، رده آن كشور را پائين مى آورند. البته نمى خواهم بگويم ۱۰۰ درصد سياسى است اما سياست بى تأثير نيست. بالاخره ما نگاه مى كنيم. بعد از انقلاب به رغم جنگ و تحولاتى كه اتفاق افتاده، در بخش اقتصاد ما خيلى رو به جلو آمده ايم. نبايد ناشكرى كنيم، الآن ۱۰۰ ميليون تن توليدات كشاورزى داريم، اگر كمى فكر كنيد كار بسيار بزرگى است. شايد دو برابر شده. در كالاهاى استراتژيك كشاورزى رشد چشمگيرى داشته ايم و رشد آن هم روزافزون است. ما امسال بيش از هفت درصد رشد كشاورزى داريم و اين كار بزرگى است. البته به دليل اين كه از اول از نفت درست استفاده نكرديم، نقشى در اقتصاد ما پيدا كرده كه در حال حاضر ما پول نفت داريم ولى نمى توانيم آن را وارد چرخه اقتصادى كنيم، حتى آن بخش از پول نفت كه وارد اقتصاد مى شود ما را دچار مشكل مى كند.
ديدگاه ها درباره تأثير نفت در اقتصاد ايران متفاوت است، به طورى كه برخى گرفتارى هاى اقتصاد كشور را كه اتفاقاً شما هم به آن اشاره داشتيد از نفت مى دانند.
> نفت به خودى خود چيز بدى نيست، نحوه استفاده از نفت درست نيست، در گذشته مى گفتند نفت را مى فروشيم و مى ريزيم در دستگاه ها و خلأها را پر مى كنيم؛ اين اشتباه است والا نفت سرمايه است، مثل تمام معادن ديگر است. مثل اين است كه بگوييم كشورى داراى معدن است و اين چيز بدى است. چرا بد است. كسى معادن طلا، منگنز، آهن و معادن مختلف معدنى و فلزى را نمى گويد كه بد است . آيا معدن سنگ هاى ساختمانى بد است. خير، چيز خوبى است. نفت هم چيزى است ، از آن ارزشمندتر.
مهم اين است كه از نفت چه تعريفى دراقتصاد داريم ، اين كه نفت تبديل به كارخانجات بزرگ و يا سدها و راه ها بشود، خوب است.
اما اين كه درآمد سرانه ما متوسط به پائين است ، خير درآمد سرانه ما، متوسط به پائين نيست . بالاخره با همين وضعيت ، سرانه ما متوسط است ، ضمن اين كه يارانه هاى فراوانى مى دهيم؛ بنابراين بخشى از كشور ما در مقايسه با كشورهاى مشابه از وضعيت مطلوبى برخوردار است ، نه اين كه بگوييم وضع مطلوب است اما در مقايسه باكشورهاى مشابه وضع مطلوبى است.
فرض كنيد از فردا اعلام كنند كه شما در اداره كشور درآمدى از نفت نداريد آيا مى توانيد كشور را اداره كنيد؟
> ملت ما در تاريخ خود نوسانات زيادى را تحمل كرده، ظرفيت هاى كشور ما بسيار بالا است. هر اتفاقى بيفتد بايدكشور را اداره كرد و ملت ما اين ظرفيت را دارد ، البته سؤال شما فرض محال است ، ولى ما در بودجه سال ۸۶ نسبت به سال گذشته ۹/۵ ميليارد دلار مصرف ارز را كاهش داده ايم، ضمن اين كه بيش از ۱۵۰۰ ميليارد تومان به بخش بودجه عمرانى اضافه كرده ايم.
در پايان دوره چهارساله شما، سهم نفت از بودجه جارى به چه ميزان كاهش پيدا مى كند؟
> ما در حال كاهش دادن سهم نفت هستيم ، ما ۸۰ به ۲۰ دولت را تحويل گرفتيم، الآن آمده ايم به ۶۷ يا ۶۸ درصد و شايد به زير ۵۰درصد هم برسيم، البته اگر با سرعتى كه در صادرات غيرنفتى و واگذارى بنگاه هاى اقتصادى داريم به پيش برويم ، بيش از آن هم مى شود.
يكى از اتفاق هاى امسال اين بود كه ۵۰ نفر از اقتصاددانان نامه اى در انتقاد به مواضع اقتصادى دولت منتشر كردند. شاكله آن نامه اين بود كه دولت نهم فاقد مبناى تئوريك اقتصادى است. به عنوان رئيس جمهور مبناى تئوريك اقتصادى دولت را براى مردم بيان كنيد ؟

|
«سعى كردم هرچه را مى گويم راست باشد. البته برخى راست ها را نمى شود گفت. اگر همه راست ها را نگفتم، اما هيچ دروغى هم نگفتم، در حالى كه هميشه دولت تخريب مى شد.»
۱- آقاى خاتمى در مصاحبه خود كه بخشى از آن به مسائل اقتصادى اختصاص دارد، درباره عملكرد دولت خود مى گويد: «بسيارى از اقدامات در جهت توليد براى صادرات بود، چرا كه يكى از مشكلات اقتصاد كشور فاصله ميان واردات و صادرات است. در سال ،۸۳ واردات حدود ۳۱ ميليارد دلار بود و صادرات غيرنفتى با وجود رشد خوب به ۱۱ ميليارد دلار رسيد. فاصله ميان ۱۱ تا ۳۱ ميليارد دلار هم با پول نفت پر شد. البته حدود ۱۴ درصد از واردات آن زمان مربوط به كالاهاى مصرفى بود و بيشتر واردات به مواد اوليه و كالاى واسطه اى و سرمايه اى اختصاص داشت. از آن زمان به بعد فاصله صادرات و واردات هم بيشتر شده است.»
اما واقعيت چه مى گويد؟
باز هم توجه آقاى خاتمى و مشاوران اقتصادى ايشان را به كتاب ربع قرن نشيب و فراز جلب مى كنيم.
|
|
|
تصميم هاي اقتصادي كه دولت در ماه هاي گذشته از جمله كاهش نرخ سود بانكي گرفته، باعث شد تا انتقادات فراواني به عملكرد دولت مطرح شود. يكي از اهداف اعلام شده دولت توزيع عادلانه تسهيلات بانكي است و به همين منظور اخيراً وزارت امور اقتصادي و دارايي، گزارشي به چاپ رساند كه در آن نحوه توزيع اعتبارات بانكي مشخص شده است.
در اين گزارش به صراحت بيان شده است كه بيش از ۵۴ درصد تسهيلات بانكي كشور به تهران اختصاص دارد و اين در حالي است كه سهم برخي از استانها از اين تسهيلات در حد يك درصد است؛ هرچند همين وضعيت خود از يك نابساماني ساختاري حكايت مي كند كه در طول دهه هاي اخير شكل گرفته، اما بايد قبول كرد كه براي اصلاح اين ساختار بايد از نقطه اي شروع شود.
تصميم هاي اقتصادي كه دولت در ماه هاي گذشته از جمله كاهش نرخ سود بانكي گرفته، باعث شد تا انتقادات فراواني به عملكرد دولت مطرح شود. يكي از اهداف اعلام شده دولت توزيع عادلانه تسهيلات بانكي است و به همين منظور اخيراً وزارت امور اقتصادي و دارايي، گزارشي به چاپ رساند كه در آن نحوه توزيع اعتبارات بانكي مشخص شده است.
در اين گزارش به صراحت بيان شده است كه بيش از ۵۴ درصد تسهيلات بانكي كشور به تهران اختصاص دارد و اين در حالي است كه سهم برخي از استانها از اين تسهيلات در حد يك درصد است؛ هرچند همين وضعيت خود از يك نابساماني ساختاري حكايت مي كند كه در طول دهه هاي اخير شكل گرفته، اما بايد قبول كرد كه براي اصلاح اين ساختار بايد از نقطه اي شروع شود.
استالز يكي از موفقترين رؤساي بانك مركزي به شمار مي رود كه توانست كارنامه مثبتي طي سال هاي حضور خود در بانك مركزي برجاي بگذارد. وي در سال هاي ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۹ در رأس «رزرو بانك» آفريقاي جنوبي قرار گرفت و پس از آن به درخواست «ژان كلود ترشيه» در بانك مركزي اروپا مستقر شد.
استالز در پايان مديريت خود بر بانك مركزي آفريقاي جنوبي با ايراد سخنراني «The Twelve Commandment of Centeral Banking» ،دوازده فرمان بانك مركزي را به عنوان تجربه ۴۰ سال كار خود معرفي كرد. وي در ابتداي سخنراني خود گفت: در ۴۰ سال گذشته سخنراني هاي زيادي در خصوص عملكرد بانك هاي مركزي شنيده ام. برخي از دوستان ما در سه عنوان كلي تمام مباحث مربوط به بانك مركزي را دسته بندي مي كنند كه عبارتند از: دغدغه بانك مركزي، پيروزي بانك مركزي و هنر بانك مركزي و من به طور مفصل درباره هر كدام از اين موارد سخنراني كرده ام. اما در پايان مسئوليت بسيار جذاب خود، در پست رياست كلي بانك مركزي مي خواهم تمام مسئوليت ها، عملكردها و كاركردهاي بانك مركزي را تحت يك عنوان مطرح كنم و آن چيزي است به نام «۱۲ فرمان بانك مركزي».
قبل از پرداختن به هر بحثي شايد لازم باشد در ابتدا نگاهي كنيم به مانيفست كريس استالز كه مختصراً به آن اشاره خواهد شد.
مجتبی گزارش خود را اینجوری آغاز کرده : سلام آقای معاون، از خبرگزاری X هستم نظرتان در خصوص موضوع K چیست؟ وزیر دستور داده که مصاحبه نکنیم و شما به کانال روابط عمومی مراجعه فرمائید." این جملات چند ماهه اخیر معاونین وزرا و دیگر مدیران اکثر دستگاههای اجرایی به خبرنگاران است.
و بالاخره با تعریض به شورای اطلاع رسانی دولت اینجوری نتیجه گیری کرده: وقت آن رسیده است که شورای اطلاع رسانی دولت با تدابیری خاص اعلام موجودیت رسمی کند و چالش موجود میان دستگاههای اجرایی و خبرنگاران را با شروع دومین سال فعالیت دولت نهم برطرف نماید.
اما چند نکته:
مجتبی عزیز خواهش می کنم فقط لیست مصاحبه هایی که امروز منتشر کردی نگاه کن اگه وقت نداری من برات می گم:
رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار :
معاون وزیر جهاد کشاورزی در گفتگو با"مهر":
رئیس مرکز آمار ایران در گفتگو با مهر خبر داد:
سفیر ایران در ترکیه در گفتگو اختصاصی با "مهر" :
معاون برنامه ریزی منابع انسانی و سیاست گذاری اشتغال وزارت کار در گفتگو با "مهر"
چیز دیگه ای نمی شه گفت.فقط یک نکته دیگر اینکه کسانی که یه مقدار به علم منطق آشنا هستند مسلما می دانند که جمله مورد اشاره در لید یک مغالطه است.
اما نکته مهمتر هممون یاد گرفتیم خبرنگار یعنی کی و ای کاش فراموش نکنیم که وظیفه خبرنگاری چیست و چگونه باید به خبر رسید در ضمن اینکه خودم به عنوان یک خبرنگار به نواقص فراوانی که در سیستم اطلاع رسانی دولت وجود دارد آگاه هستم و مشتاقانه از نظریات دوستان برای اصلاح این رویه استفاده می کنم.
برگردم به سوالی که مطرح شد.
![]()
در یک کلام اگر جای شیبانی بودم عطای کار در بانک مرکزی را به لقایش می بخشیدم .
چند دلیل برای این کار پیدا کردم.به قول قدیمی ها شتر سواری که دلادلا نمی شود .بانک مرکزی یا باید قبول کند نرخ سود را کاهش دهد و یا اینکه باید کاری کند که برنامه ریزان اقتصادی کشور از شعار خود برای کاهش نرخ سود دست بردارند تجربه نشان داده راه حل دومی شدنی نیست. بانک مرکزی چی ها هم که به سیاست های دولت اعتقادی ندارند حالا چه دلیلی می ماند که به کار ادامه دهند.
تازه روحیات شیبانی نیز به گونه ای نیست که مثل مرحوم نوربخش اهل داد و بیداد و سیاست بازی باشد .
ای کاش یک نفر پیدا شود و به قائله بانک مرکزی خاتمه دهد.
آیا در روزهای آینده خبرهایی در خصوص رییس جدید بانک مرکزی می شنویم؟ .....
اولا شخصا به دکتر طبیبیان علاقه دارم و از ایشان چیزهای خوبی یاد گرفته ام هر چند اقتصاد را از زاویه ای دیگر می بینم .
ثانیا در مطلبی تحت عنوان "تعدیل را بازنشسته کردند" به نکاتی برخوردم که سال ها است در ذهنم جای دارند که یک نمونه آن تغییر عقایدی است که شاهدیم افراد مختلف در سالهای اخیر از خود نشان داده اند.
یک نمونه از این گونه افراد ستاری فر است.رییس سازمان مدیریت و استاد دانشگاه علامه و مروج دیدگاه های ضد تعدیلی در اوایل دهه هفتاد.
دکتر طبیبیان در سه جا اسم ستاری فر را آورده است:
"زمانی که زنجانی به سازمان آمد اول چپ بود و تیم خودش را هم آورده بود مانند ستاری فر"
" همین هم (منظور کار در موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی است) به مشکل تبدیل شد وقتی اختیار به دست ستاری فر افتاد"
" آقای ستاری فر هم که از نظر اقتصاد بازار و آزادی اقتصادی از ما جلو افتاده بود ولی تضادش را با ما همچنان حفظ کرده است"
فقط یک سوال: چرا آدم هایی که زمانی مروج افکار چپ در این مملکت بوده اند یک دفه ای به قول دکتر طبیبیان از کسانی که مدافع اقتصاد بازار هستند جلو می زنند.
و ای کاش ستاری فر زمانی به این موضوع اشاره کند.
البته یک شاهد دیگر این موضوع روزنامه سلام است.
و ای کاش اقتصاد نویسان روزنامه سلام اکنون اعلام کنند که چه شد از افکار گذشته خود برگشتند و به این سوال جواب دهند که چه تضمینی وجود دارد که از افکار فعلی خود بازنگردند.
به قول عباس عبدی( مقاله امروز شرق) مشرب فکری امثال ستاری فر چیست.
کیست این صاعقه رشید ؟
که چون ذوالفقار علی ایستاده
برفراز دریاهای مشوش نفت و کوههای خام چربی
و در شبهای مضطرب " تل آویو" و "حیفا"
می سوزاند دماغ موشکهای ضد موشک آمریکایی را

کیست این نخل افراشته
در مزرعه کدوهای ژنتیک؟
این نخل خشمگین
-در وسط این رقاص خانه که
جزیره مصنوعی می سازند در دریایش
برای همخوابگی"مایکل جکسون" و "شازده کوچولو "ها –
در اصطبل این همه میش، کیست این شیر ژیان؟
میان این همه نی ،چه غریب افتاده این شمشیر؟
کیست این پرچم فتح در چرخاچرخ این همه دشداشه ؟
در محاصره این همه امیر اخته
کیست این سردار تنها ؟

خبر از این قرار است که ریال ایران از سوی واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست به عنوان ضعیف ترین واحد پول خاورمیانه معرفی شده است.
به جملاتی که در این خبر به کار رفته دقت کنید:
بنابر محاسبات واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا در سالجاری میلادی به طور متوسط به 9 هزار و 279 ریال خواهد رسید.
بنابر همین گزارش، واحد پول کویت قویترین پول منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا محسوب میشود و در سال 2006 هر یک واحد کویت با 3.44 دلار آمریکا مبادله خواهد شد. دیگر واحدهای پول قوی منطقه عبارتند از: واحدهای پول کشورهای بحرین، عمان، اردن، تونس، ترکیه، لیبی، امارات و عربستان.
متاسفانه دوستانی که این خبر را تنظیم و آن را منتشر کرده اند گویا فرق واحد پول و پول ضعیف را نمی دانند.
بزارید مثالی بزنم:
در حال حاضر تقریبا هر ۲.۵ ریال عربستان برابر یک دلار معامله می شود و این در حالی است که هر ۱۲۰ین ژاپن معادل یک دلار آمریکا است حالا سوال این است که آیا واقعا ریال عربستان قوی تر از ین ژاپن است.مسلم است که این طور نیست این ها تنها اعداد و ارقامی هستند که برابری واحدهای پولی را نشان می دهد اما قدرت برابری ین و ریال عربستان و این که کدام واحد پول قویتر است چیز دیگری است.
یا یک مثال دیگر الان هر ۹۱۴۰ ریال ایران معادل یک دلار است حالا فرض کنید واحد پول ایران تبدیل به تومان شود آنگاه هر ۹۱۴ تومان معادل یک دلار خواهد شد از دوستان بزرگوارم در خبرگزاری مهر این سوال را می کنم که اگر واحد پول ایران همین امروز به تومان تغییر می کرد آیا این به معنی تقویت پول ملی بود.
جواب این سوال که خیلی بدیهی است و این گونه نیست .
کلید جواب به افرادی که این گونه اخبار را منتشر می کنند توجه به عبارات تقویت یا تضعیف پول ملی می باشد به عزیزانی که این خبر را منتشر کرده اند توصیه اکید می کنم که برای یک بار هم که شده یک کتاب در خصوص مسایل پولی یا اقتصاد بین الملل مطالعه کنند.
نکته دیگری نیز وجود دارد که دوست دارم به آن اشاره کنم و آن این است که تضیعف پول ملی خود یک سیاست اقتصادی است که کارایی خاص خود را دارد و این دقیقا همان چیزی است که الان نئومحافظه کاران در آمریکا از آن استفاده می کنند به طوری که ارزش دلار در سال های اخیر در مقابل یورو حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است.
بیان بیشتر این موضوع بماند برای بعد.
البته این خبر برای اولین بار و آخرین بار نیست که منتشر می شود یادم هست که وقتی در خبرگزاری فارس کار می کردم این خبر به همین صورت منتشر شد و اتفاقا من مخالف سرسخت انتشار آن بودم و اتفاقا در آن وقت خبر مذکور تیتر یک چندین روزنامه شد و بانک مرکزی هم مجبور شد خبر کذب را تکذیب کند این کارها واقعا به اقتصاد مملکت ضربه می زند ای کاش دوستان کمی دقت می کردند
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|