دیشب داشتم به عملکرد بانک مرکزی در دوره جدید فعالیت آن فکر می کردم.به ذهنم رسید که اگر جای شیبانی بودم چه کار می کردم.راستی تا یادم نرفته بگم که مجمع بانک مرکزی هم تا کنون دو بار قرار بوده برگزار بشه که نمی دانم چرا به تعویق افتاده است.
برگردم به سوالی که مطرح شد.

در یک کلام اگر جای شیبانی بودم عطای کار در بانک مرکزی را به لقایش می بخشیدم .
چند دلیل برای این کار پیدا کردم.به قول قدیمی ها شتر سواری که دلادلا نمی شود .بانک مرکزی یا باید قبول کند نرخ سود را کاهش دهد و یا اینکه باید کاری کند که برنامه ریزان اقتصادی کشور از شعار خود برای کاهش نرخ سود دست بردارند تجربه نشان داده راه حل دومی شدنی نیست. بانک مرکزی چی ها هم که به سیاست های دولت اعتقادی ندارند حالا چه دلیلی می ماند که به کار ادامه دهند.
تازه روحیات شیبانی نیز به گونه ای نیست که مثل مرحوم نوربخش اهل داد و بیداد و سیاست بازی باشد .
ای کاش یک نفر پیدا شود و به قائله بانک مرکزی خاتمه دهد.
آیا در روزهای آینده خبرهایی در خصوص رییس جدید بانک مرکزی می شنویم؟ .....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 13:52  توسط محمد ابراهیمی
|
چند روز پیش یکی از اساتید اقتصاد که دست به قلم خوبی هم دارد در مقاله ای اعلام کرده بود اقتصاد در تمام دنیا یک جور است و ربطی به سیاست و ایدئولوژی ندارد و یا یکی دیگر در مقاله ای دیگر اقتصاد را به دو بخش اثباتی و دستوری تقسیم کرده بود و نتیجه گیری های خاص خود را نیز داشت. با خواندن این مطالب یاد جملاتی از "استگلیتز" افتادم.همان اقتصاد دانی که نوبل گرفته و مشاور ارشد تیم اقتصادی کلینتون بوده و همچنین معاون بانک جهانی. خدا کند که این اساتید استیگلیتز را متهم به پوپولیست نکنند.
اتفاقا استیگلیتز در خصوص پوپولیست هم نکاتی دارد که بعدا می گم.
"با کمال تأسف، و البته نه چندان تعجب آور، در دوره ای که عضو و سپس رییس شورای مشاوران اقتصادی کاخ سفید بودم، و نیز در بانک جهانی می دیدم که غالباً، تصمیمات به ایدئولوژی و یا سیاست آلوده اند. در نتیجه، اقدامات خبط آمیز بسیاری صورت می گرفت، اقداماتی که به حل مشکل موجود کمکی نمی کرد ولی در خدمت منافع یا باورهای صاحبان قدرت بود."

"«پی یر بوردو» روشنفکر فرانسوی، نوشته است که سیاستمداران نیاز دارند مثل دانشمندان عمل کنند و وارد بحث علمی بشوند که مبتنی بر قرائن و شواهد متقن است. متأسفانه، اکثراً عکس این روی می دهد، یعنی دانشمندان در ارائه توصیه های سیاست گذاری، سیاست زده می شوند و شواهد را چنان تغییر می دهند که با تمایلات مسوولان بخواند. "
متن کامل را نیز اگر خواستید بخوانید:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 10:57  توسط محمد ابراهیمی
|
امروز داشتم مصاحبه فرشاد مومنی را در سایت بازتاب می خواندم.یاد امضای وی در نامه ۵۰ اقتصاد دان افتادم و ارتباطی که ایشان با مرحوم عالی نسب دارد.خواستم خاطره ای از عالی نسب بگویم و ارتباطتش با مومنی.

دانشجویانی که در سال ۷۹ در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران بودند حتما یاددارند روزی را که برای بزرگداشت مرحوم عالی نسب در این دانشکده مراسم گرفته شد و در آن تمام مسوولان اقتصادی از میر حسین گرفته تا شریعتمداری حضور داشتند.
عالی نسب در این مراسم یک جمله را مدام تکرار می کرد و آن سود بالای بانکی و ضربه ای که اقتصاد ایران از این مساله می خورد او می گفت که سود بالا دشمن صنعت است.
راستی در نامه ای که اتفاقا فرشاد مومنی نیز آن را امضا کرده انتقاد کرده اند که چرا دولت سود بانکی را کاهش داده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 15:47  توسط محمد ابراهیمی
|
یک روز بعد از این که ابلاغیه مقام معظم رهبری در خصوص اصل ۴۴ قانون اساسی منتشر شد بلافاصله خبری دیگری در رسانه های کشور به چاپ رسید مبنی بر موافقت مقام معظم رهبری با برخی از خواسته های ریاست جمهوری در زمینه واگذاری شرکت های صدر اصل ۴۴ به دهک های پایین جامعه.
تا این جا را همه می دانیم اما از این جا به بعد:
من هم فکر می کردم نامه رییس جمهوری بلافاصله بعد از ابلاغیه مقام معظم رهبری نوشته شده است اما جالب است بدانیم که این نامه در تاریخ ۱۶ بهمن ماه نوشته شد و مقام معظم رهبری نیز بعد از دیدن نامه سه نفر را مامور بررسی محتویات آن می کند.
مطمئن نیستم اما شنیدم که آقایان محسن رضای> آقا محمدی و دانش جعفری از جمله افرادی بودند که مسوولیت تهیه گزارش را بر عهده گرفتند.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 10:5  توسط محمد ابراهیمی
|